welcome

سلام به کام کام بلاگ خوش آمدید!

سلام به کام کام بلاگ خوش آمدید!
واژهٔ وبلاگ اولینبار توسط یورن بارگر استفاده شد که یک همآمیزی از دو واژهٔ وب[۴] و لاگ[۵] است. واژهٔ لاگ، واژهایست از ریشه واژهٔ یونانیلوگاس[۶] که در قرون میانه در معنای دفتر گزارش سفر کشتیها به کار میرفتهاست. لاگ در زبان تخصصی رایانه به پروندههایی گفته میشود که گزارش وقایع رخداده در رایانه را ثبت میکنند. بلاگ نیز شکل کوتاهشده وبلاگ است.
به جز نوع نوشتاری وبنوشت، با گسترش روزافزون فناوریهای اینترنتی، سامانههای نوینی از وبنوشتها نیز گسترش پیدا کردهاست.
در حال حاضر وبنوشتها به صورتهای مختلفی مانند وبنوشت عکسی، ویدئو بلاگ، فلش بلاگ، پادکست و صدا بلاگ نیز وجود دارند.
نخستین وبنوشت دنیا SCRIPTING NEWS متعلق به دیوید واینر بود. در آغاز سال ۱۹۹۹ ۲۳ وبنوشت در اینترنت وجود داشت و در عرض چند ماه تعداد آنها به میلیونها وبنوشت رسید که از نقاط مختلف جهان مینوشتند.[۷]
در ایران نخستین وبنوشت را سلمان جریری دانشجوی ۲۳ ساله مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ ایجاد کرد و موج وبنویسی در مهرماه ۱۳۸۰، توسط حسین درخشان روزنامه نگار مقیم تهران مقالهای با عنوان «چگونه در اقیانوس اطلاعاتی این روزها غرق نشویم» در مجله دنیای کامپیوتر در ایران آغاز شد. نخستین وبنوشت فارسی زبان ایرانی با استفاده از «بلاگ اسپات» و دوماه پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ راهاندازی شد. چندماه بعد نخستین ارائهدهندهٔ خدمات وبنوشت فارسی یعنی «پرشین بلاگ» راهاندازی شد. در سال اول حدود ۱۰۰ وبنوشت ایجاد شد و سالهای بعدی با ایجاد سرویسهای پرشین بلاگ، بلاگ اسکای و بلاگفا به دهها هزار رسید.[۷]
طبق اطلاعات مندرج در سایت بلاگ سنسوس، در سال ۲۰۰۸ وبنوشتهای فارسی در رتبه دهم زبانهای وبنوشتی رایج در جهان قرار داشتند.[نیازمند منبع] گزارشهای جدید نشان میدهد که در مجموع بیش از ۴٫۵ میلیون وبنوشت فارسی به ثبت رسیده که در میان آنها بیش از ۴۵۰ هزار وبنوشت فعال وجود دارد.[۸] در حال حاضر در ایران بیش از هشت میلیون وبنوشت ثبت شده وجود داشته و ایران از این حیث جایگاه دهم را در جهان داراست.[نیازمند منبع]
در میان افغانان نخستین وبنوشت را ضیا افضلی به نام «غزل امروز افغانستان» از کانادا نوشتهاست. نخستین وبنوشتی که از داخل افغانستاننوشته شدهاست را وحید پیمان ایجاد کرد.
منبع:::::::::::::::
مثل همیشه www.wikipedia.com
سوئد با مساحت ۴۴۹٬۹۶۴ کیلومتر مربع، چهارمین کشور بزرگ اروپا (ششمین کشور بزرگ اروپا با احتساب روسیه و ترکیه) از نظر مساحت میباشد. جمعیت سوئد بیش از ۹٫۶ میلیون نفر است[۱] که تقریباً ۷٫۹ میلیون نفر آن را سوئدیها تشکیل میدهند. این کشور با تعداد ۲۱ نفر در هر کیلومتر مربع از تراکم جمعیت پایینی برخوردار است که بیشتر این جمعیت نیز در جنوب سوئد مستقر هستند. همچنین بیش از ۸۵٪ مردم سوئد در ناحیه شهری زندگی میکنند.
کشور سوئد از حکومت مشروطه برخوردار بوده و دولت به شکل پارلمانی اداره میگردد. پادشاه در این کشور مقامی تشریفاتی است و کشور توسط نخست وزیر اداره میشود.
سوئدیها جزو شهروندانی در جهان هستند که از کیفیت بالای زندگی برخوردارند. نرخ بیکاری آن پایین است و اقتصاد آن بر پایه مشارکت مردم در سرمایهگذاریها استوار است.
تاریخ این کشور مانند اکثر کشورهای باستانی آغازی آمیخته با افسانهها و اسطورهها دارد، دوره هائی که پادشاهان و حکمرانان قهرمانان افسانهای بشمار میآمدند.
حدود دو هزار سال قبل، یخهای متراکم شبه جزیره اسکاندیناوی شروع به ذوب و بتدریج از شمال به جنوب عقب نشستند.
در آن زمان مردمی در شمال آلمان امروزی و جنوب اسکاندیناوی زندگی میکردند که ما از اصل و منشا آنها بی خبریم، آنان بدنبال یخها به راه افتادند و ناگهان سرزمینی یافتند پوشیده از جنگلهای انبوه و مملو از دریاچهها، برکهها و آبگیرها. قدیمیترین نوشتهها حکایت از قومی نیرومند بنام آسورها در این سرزمین مینماید، این قوم به دارا و فقیر تقسیم شده بودند و روسا و سرکردگان آن به ثروت خود اتکا داشتند.
اسورها از شاه یگانهای به سیستم شاه – کاهنی پیروی میکردند و به پادشاه به چشم یک روحانی بزرگ نگاه میکردند و قدرتشان به ویژه به سازمان نیروی دریائی آنها بستگی داشت.
یک یورش بزرگ و سخت و ویرانگر از سوی این اقوام شمالی، اسکاندیناوی و اروپا را فرا گرفت.
شمالیها که وایکینگ نامیده میشدند کشورهای اروپائی و شهرها را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند، هر جا را که توانستند غارت کردند، در آنجا که توانستند به داد و ستد و تجارت پرداخته و گاه در آنجا ساکن گردیدند.
ابن قبائل شمالی که بعدها نرمن نامیده شدند تا حدود مدیترانه پیش رفتند و با کشتیهای خود در داخل رودهای بزرگ حرکت نموده و به هر کجا که وارد گردیدند آن را ویران نموده و ساکنین آن نقاط را قتلعام نموده و اموال آنان را غارت نمودند.
این راهزنان و آدمکشان ناحیه شمال غربی فرانسه را که امروز نرماندی نامیده میشود متصرف شدند، همچنین جنوب ایتالیا و سیسیل را بتصرف خود درآوردند و بتدریج در این نقاط مستقر و ساکن گشتند و بصورت مالکان و اشراف بزرگ درآمدند.
کلمه وایکینگ که از ریشه ویکن به معنای خلیج گرفته شده به مردمی اطلاق میشده که در اطراف آبگیرهای اسلو زندگی مینمودهاند، علت تجاوزها و یورشهای وایکینگها را عدهای بخاطر ازدیاد جمعیت و عدم کفایت محصولات کشاورزی دانسته وگروهی معتقدند که رفاه و ثروت زیاد و ماجراجوئیهای آن قوم علت آن بودهاست.
حملات وایکینگها منجر به چندین بار فتح انگلستان و بخش هائی از فرانسه گردیده و تجاوزات آنان تا قسطنطنیه و حتی دریای خزر و مرزهای ایران نیز توسعه یافت.
در حدود سالهای ۱۰۰۰ میلادی سوئد سازمانی کاملاً ساده داشت، سازمانی که از مدتها قبل آن را حفظ کرده بود، کشور در وجود شاه تشخص مییافت، اما در عین حال پادشاه بر اساس آداب و سنن و برخی قوانین و مقررا ت سلطنت مینمود و موظف به رعایت آنها بود.
سرزمین سوئد از ایالتهای گوناگونی تشکیل میگردید که این ایالتها با هم پیوندهائی داشتند، در امور داخلی این ایالات خود مختار بودند.
در سطح کشوری مجمع همگانی بنام تینگس (Tings) وجود داشت که موارد خاصی مانند جنگ و صلح وظیفه اصلی آن بوده و تعیین انواع مالیات و میزان آن کار بعدی آن را تشکیل میداد، تصویب و اجرای قوانین و احکام قضائی و حقوقی نیز در وظایف تینگس قرار میگرفت.
پادشاه علاوه بر مقام سلطنت مقامی روحانی نیز داشت، این مقام از طرف تینگس به پادشاه تفویض میگردید، مقام روحانیت شاه تا زمان مسیحیت ادامه پیدا نمود ولی در قرون وسطی این نظام به هم ریخت و شاه قدرت کامل را به خود اختصاص داد.
در قرون وسطی، با ورود مسیحیت به سوئد مناقشات و درگیریهای دامنهداری میان پیروان مسیحیت و طرفداران آئینهای سنتی آغاز گردید، نمونهای از نتیجههای این درگیریها اخراج اینگه پادشاه وقت از مجمع تینگس توسط تودههای خشمگین ملت بود، یکی از نزدیکان اینگه تعهد نمود که با انجام مراسم قربانی برای خدایان آنها را به سر مهر آورد و با این تعهد به جانشینی اینکه برگزیده گردید.
در اوائل قرن دوازدهم پادشاهی به نام اسورکر به سلطنت رسید، وی فردی مسیحی از فرقه گریگوریان بود، بر اساس دستورات این فرقه کلیسا قدرتی مافوق مردم و قوانین داشت، اسورکر در یک بامداد نوئل وقتی برای ادای نماز به کلیسا میرفت بوسیله یکی از خدمتکارانش به قتل رسید، پس از او اریک یدوارسون به سلطنت رسید وی دودمانی را بنیان گذاشت که به سلسله اریک معروف میباشند، سیمای تاریخی اریک با افسانه و مذهب درآمیخته، هر کار نیکی که انجام میگردید به او نسبت داده میشد، اریک در روز معراج مسیح توسط یک شاهزاده دانمارکی به قتل رسید و به لقب شهید معروف گردید.
در دوران سلطنت کنوت، پسر اریک، ارتباط ویژهای میان دو کشور آلمان و سوئد برقرار گردید، این ارتباط با ورود عدهای از معدنچیان آلمانی که کنوت فعالیت آنها را برای صنعتی نمودن کشور لازم میدانست آغاز گردید، این معدنچیان پیشروان صنعتی شدن کشور سوئد گردیدند.
بعد از کنوت یکی از مشاوران او بنام بیرجر یارل به سلطنت رسید، اولین اقدام بیرجر ایجاد وحدت سراسری کشور بود، وی پادشاهی بود قانون گذار، از قوانین این پادشاه میتوان از قوانین مربوط به خانواده، قوانین مربوط به کلیسا، قوانین ارث (بر اساس یکی از مواد این قانون دختران یک دوم پسران میتوانستند ارث ببرند) نام برد. برجر یارل بانی شهر استکهلم میباشد.
منبع::::::::::::::::::::::::::::::::
wikipedia
زمین لرزه نتیجهٔ رهایی ناگهانی انرژی از داخل پوسته زمین است که امواج ارتعاشی را ایجاد میکند. زمین لرزهها توسط دستگاه زلزله سنج یا لرزه نگار ثبت میشوند. مقدار بزرگی یک زلزله (ریشتر) طبق قرارداد گزارش میشود که بیان کننده انرژی آزاد شده می باشد، زلزلههای کوچکتر از شدت ۳ اغلب غیر محسوس و بزرگتر از ۷ خسارتهای جدی را به بار میآورند. شدت لرزه با روش اصلاح شدهٔ مرکالی اندازهگیری میشود که مبین آثار زلزله بر روی زمین است و مقیاس آن ۱ تا ۱۴ می باشد.
در نزدیکی سطح زمین، زلزله به صورت ارتعاش یا گاهی جابجایی زمین نمایان میشود. زمانی که مرکز زمینلرزه در داخل دریا باشد،در صورت تغییر شکلزیاد و سریع بستر دریا باعث ایجاد سونامی میشود که معمولاً در زلزله های بسیار شدید اتفاق می افتد. ارتعاشات زمین همینطورریزش کوه و گاهی فعالیتهای آتشفشانی را موجب میشود.
در حالت کلی کلمه زمین لرزه هر نوع ارتعاشی را در بر میگیرد – چه ارتعاش طبیعی چه مصنوعی توسط انسان - که موجب ایجاد امواج ارتعاشی میشود. زمین لرزهها اغلب نتیجه حرکت گسلها هستند، و همینطور فعالیتهای آتشفشانی، ریزش کوهها، انفجار معدنها، و آزمایشهای هستهای. نقطهٔ آغازین شکاف لرزه را کانون مینامند. مرکز زمینلرزه نقطهای است در راستای عمودی کانون و در سطح زمین.
منبع:::::::::::::
wikipedia
انرژی نو یا انرژی جایگزین به آن دسته از انرژیها گفته میشود که برای تولیدشان از منابع بدون کربن استفاده میگردد؛ مانند انرژی خورشیدی، انرژی بادی، انرژی دریایی، زمین گرمایی،نیروگاههای آبی و کربن خنثی مانند زیست توده. از هیدروژن نیز که در پیلهای هیدروژنی قادر به ذخیره انرژی است، به عنوان انرژی نو نام برده میشود.
این نوع انرژیها معایب سوختهای فسیلی مانند افزایش غلظت دیاکسیدکربن و در نتیجه افزایش دمای کره زمین و تغییرات آب و هوایی و آلودگی زیست محیطی را ندارد علاوه بر این منابع تولید آنها تمام ناشدنی و بدون محدودیت است. [۱]
توسعهٔ این نوع از انرژیها با توجه به عوامل مختلف بهویژه هزینه اولیه و قیمت تمام شده بالا و نبود سیاستهای حمایتی، با مشکلاتی مواجهاست.
برای مقالات بیشتر خودتون میدونید چیکار کنید!www.wikipedia.com
چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند.
این آتش را در شب سوری که همزمان با روزهای «بهیژک» یا «پنچهٔ دزدیده» بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها میافروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان، تنورهٔ آتش و دود بر بامها، فروهر درگذشتگان را به خانههای خود رهنمون میکردهاست.
به دیگر سخن این آتشافروزی بر بام خانهها، آخرین گام از آیینهای گاهنبار پنجه یا ده روز پایان سال است. این ده روز را ده روز فروردیان یا فروردیگان میگویند که دربرگیرندهٔ پنجه کوچک (پنج روز نخست-اشتاد روز تا اناران- از ماه اسفند در گاهشماری زرتشتی، برابر با بیست و پنجم اسفند ماه بنا به گاهشمار رسمی کشور) و پنجه بزرگ (پنجهٔ دزدیه، پنج روز پایان سال) میباشد.[۶]
چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتشافروزان که پیامآور این جشن اهورایی بودند به شهرها و روستاها میرفتند تا مردم را برای این آیین آماده کنند. آتشافروزان، زنان و مردانی هنرمند بودند که با برگزاری نمایشهای خیابانی، دستافشانیها، سرودها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان میپرداختند؛ آنها از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، در تمامی جایهای شهر و ده آتش میافروختند و آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه میداشتند. این آتش، نماد و نشانهٔ نیروی مهر و نور و دوستی بود. هدف آتشافروزان برگرداندن نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. همین هدف مهمترین دلیل برپایی جشن سده در میانه زمستان هم هست.[۷]
آیین آتشافروزی پیش از نوروز به گونههای دیگر در نزد مردمان دیگر کشورها نیز پدیدار میشود، آریاییان قفقاز هنوز در این شب هفت توده آتش میافروزند و از روی آن میجهند. بنا به آیینی کهن در سوئد، شبی را که «والبوری» خوانده میشود به عنوان آغاز بهار میشمارند و در آن آتشی بزرگ افروخته و پیرامون آن به جشن و شادی میپردازند. همچنین نمونه دوردستی از آتشافروزی نوروزی را در نزد مردم روستاهای جنوب کشور رومانی گزارش کردهاند.
آیین آتشافروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام «چهارشنبه سوری» بر خود گرفتهاست. در ایران باستان بخشبندی هفته به گونه امروزی (شنبه تا پنجشنبه و جمعه) نبوده و در گاهشماری ایرانیان هر یک از ۳۰ روز ماه نامی ویژه داشتهاست (امرداد، دی بآذر، آذر، …، سروش، رشن، فرودین، ورهرام،... ، شهریور، سپندارمزد، خورداد و..). «هفته» ریشه در ادیان سامی دارد، که باور داشتند خداوند، جهان را در ۶ روز آفرید و روز هفتم به استراحت پرداخت و آفرینش پایان یافت؛ و از همین رو روز هفتم را به زبان یهودی شنبد یا شنبه نامیدهاند که به معنی فراغت و آسایش است. بخشبندی روزها به هفته از یهود به عرب و از اعراب به ایرانیان رسیدهاست. اعراب دربارهٔ هر یک از روزهای هفته باورهایی داشتهاند؛ برای نمونه اینکه چهارشنبهٔ هر هفته روز شومی است.[۸]
منوچهری دامغانی هم اینگونه به این باور اشاره میکند:
| چهارشنبه که روز بلاست باده بخور | به ساتکین میخور تا به عافیت گذرد |
منبع::::::::::::::::::::::
www.wikipedia.com
| به لالهٔ در خون خفته | شهیدِ دست از جان شسته | |
| قسم به فریاد آخر | به اشک لرزان مادر | |
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
|
||
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
|
||
همه به پیش، همه به پیش
|
||
به یک صدا
|
||
«جاویدان ایران عزیز ما»
|
||
که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد، ای شهید
|
||
| قسم به اسم آزادی | به لحظهای که جان دادی | |
| به قلبِ از هم پاشیده | شهیدِ در خون غلطیده | |
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
|
||
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
|
||
همه به پیش، همه به پیش
|
||
به یک صدا
|
||
«جاویدان ایران عزیز ما»
|
||
که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد، ای شهید
|
||
| قسم به عزم همرزمان | ستمکشان با ایمان | |
| به خستگان جان بر کف | دلاوران همپیمان | |
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
|
||
که راه ما باشد آن راه تو، ای شهید
|
||
همه به پیش، همه به پیش
|
||
به یک صدا
|
||
«جاویدان ایران عزیز ما»
|
||
منبع:http://tahghighkamy.blogfa.com
ورد فراموشی:
با این ورد میتوان ذهن شخصی که هدف قرار داده شده را پاک کرد.
Estipofay /estipofai/
ورد خشک شدن:
با این ورد میتوان فرد را خشک کرد.
Petrificos totalos /petrifikostotalos/
ورد بیهوشی:
با این ورد میتوان فرد را بیهوش کرد.
Homono reveico
/homono riveiko/
ورد شناسایی:
با این ورد میتوان افراد دور و بر را شناسایی کرد.
Expeliarmos/ekspeliarmos/
ورد خلع سلاح:
با این ورد میتوان فرد را خلع سلاح کرد.
Filite incantaten
/filite inkantaten/
ورد باران بند آور:
با این ورد میتوان باران را بند آورد.
Accio/aksio/
طلسم جمع آوری
Expectopatronom
/ekxpektopatronom/
سپر مدافع:
این ورد مدافع شما در همه حال و به شکل حیوان مورد علاقه ی شما است.
Protego tetale
Mafelato
Repero magelta
ورد های امنیتی هستند.معمولا با هم به کار میروند.
Insento ورد آتش
Enferto/enfereto/
ورد ضربه ی محکم.
Imperioطلسم فرمان
..............................................
And dark magics
و جادوی سیاه
Croshio/keroshio/
طلسم شکنجه
Avdakdavra/avdakadavra/
طلسمی که هیچ کس به جز او جرات انجام دادنش را نداشته است.مرگ حتمی.......
Veldmort/voldimort/
لرد سیاه(او)
Harry potter /hary pater/پسر برگزیده


http://www.hg-goruhbandi.blogfa.com/
سایت مخصوص هری پاتریا.گروهبندی میشین تو گروهتون درخواست اکانت میدین.بعد تو کلاسا شرکت مکنین.اگه مثه من گیریفیندوری هستین امتیاز جمع کنین واسه گیریفیندور.......



